عکس 18 ماهگی ایلیا ♥♥♥
یه سلام گرم گرم گرم به همه دوستای خوبم که مثل همیشه به من و ایلیا لطف داشتن و بهمون سر زدن و برامون نظر گذاشتن و جویای احوالمون شدن
ببخشید که دیر به دیر میام، اخه ایلیا نمیذاره پای کامپیوتر بشینم و کلی وقتمو میگیره، الانم خوابه و من دارم تند تند مینویسم
ایلیای من الان دیگه برای خودش آقا شده و هر جا میریم همه عاشقش میشن
پسرم خیلی به حرفای ماما و بابا گوش میکنه و وقتی جایی میریم بدون اجازه به چیزی دست نمیزنه
عاشق کتابه وهر روز باید براش کتاب بخونم و اصلا به تلوزیون علاقه نداره، عاشق بیرون رفتنه و تا بهش میگیم ایلیا بریم بیرون سریع میره از تو کمدش کاپشن و کلاهش و میاره و با همه بای بای میکنه که بریم 
پارک و تاب و سرسره رو خیلی دوست داره و عاشق همه نی نی هاست 
عاشق موبایل و کامپیوتر و ماشینه
کار با DVD یاد گرفته و خودش روشنش میکنه و برای خودش CD میذاره و Play میکنه ولی فقط 5 دقیقه نگاه میکنه
عزیزه دل ماما همه چیز که ما میگیم متوجه میشه و هر کاری که ازش بخوایم و انجام میده
مثلا اصلا اشغال رو زمین نمیریزه و اگر هم چیزی پیدا کنه میبره و میریزه تو سطل اشغال
وقت هایی که چیزی میخوره اگه به دست یا لباسش مالیده بشه تا تمیزش نکنیم نمیخوره
لباساشو خودش تا میکنه و میذاره توی کشو
(البته بعدش من مرتب میکنم)
دوست نداره ترتیب و چیدمان اسباب بازی هاشو که خودش درست میکنه ما بهم بزنیم
رنگ و مدل ماشین بابا میثم و میشناسه و هر جا 206 یا L90 ببینه با دست نشون میده و میگه مِی
با سوئیچ در ماشین و باز و بسته میکنه و وقتی بابا از ماشین پیاده میشه میره پشت فرمون و برف پاک کن و میزنه و چراغارو خاموش و روشن میکنه
الانم که تهران از صبح داره برف میاد میره پشت پنجره و همش میگه بَرپ بَرپ
عاشق اهنگ بوم بوم افشین هستی و زیر لب باهاش هم خوانی میکنی و بعدش میگی بوم بوم
وقتی چیزی رو زمین یا میز یا هر جا دیگه بریزی خودت دستمال میاری و تمیزش میکنی
هفته پیش سرما خوردی و بردمت دکتر ناراحت بودم که جه جوری باید دارو بخوری اما اینقدر مااااااااااااااااااااهی اینقدر اقااااااااااااااااااایی که دیگه با سرنگ مخصوص دارو بهت نمیدم و وقت داروت که میشه بهت میگم ایلیا جون باید داروهات و بخوری، سریع یه بالش میذاری زیر سرت دراز میکشی و دهنت و باز میکنی بمیرم برات که اینقدر مظلومی
وقتی هم که بینیت میگیره سریع میری قطره بینی رو میاری و دراز میکشی تا من برات بریزم
جوجوی من الاناست که دیگه بیدار بشه، من دوباره و سر فرصت میام و این پست و تکمیل میکنم
اینم دو تا عکس از 18 ما هگی پسر طلای من
این جلیقه رو مادر جونش (مامان خودم) براش بافته، خیلی بهش میاد

اینجاهم واسه ماما موش شده عزییییییییییییییییییییییییییییزم

به امید اینکه زود زود بتونم بیام بای بای


عکس 18 ماهگی ایلیا ♥♥♥
